میلاد امام حسن مجتبی (ع) مبارک باد

روزه

 نمی دونم چرا امروز یکدفعه یاد سال اولی که روزه گرفتم افتادم .اون موقع من ده سالم بود .(سال اول را بخاطر ضعیف بودن روزه نگرفتم )هوا گرم بود،روز طولانی و منم بچه ضعیفی بودم . ولی به هر صورت بود روزه هام را گرفتم .یاد ظهرهایی که مادرم سرم را می بست و میذاشت رو پاش تا من بخوابم ،یاد شربت هایی که دم افطار مادرم درست می کرد تا عطشم بر طرف بشه، یاد دوست عراقی ام آلاء که با هم می رفتیم مسجد محل و اون یک قمقمه کوچیک (که شبیه کلمن بود )شربت  با خودش می آورد تا با هم بخوریم. یادم میاد یک کارت داشتم هر روز که می گذشت روی آن روز را خط می کشیدم. چند سال پیش نصف اون کارت رو لای مفاتیح قدیمی مان پیدا کردم و یادگاری نگرش داشتم .

 هر کاری کردم نتونستم عکس و یا آدرس اون کارت را در این پست قرار بدم.