تولد حضرت علی (ع) و روز پدر مبارک

ترانه ای است برای فرزندی که زندگی ام را دگرگون کرد

اولین باری که دیدمت را هرگز فراموش نمی کنم

فکر می کردم قلبم منفجر خواهد شد

 از عشقی که در سینه دارم

در حالی که امشب تو را در خواب تماشا می کنم

وصدای تنفس نرم و سبکت را می شنوم

نمی توانم هر آنچه را حس می کنم باور کنم

زمانی که تو را در آغوش می گیرم

 از عشقی که در سینه دارم

آه،چقدر دلم روشن است

چقدر دلم روشن است

آه

چقدر دلم روشن است

از عشقی که در سینه دارم

و همین طور که از طفولیت به کودکی می رسی

شگفتی های درون چشمانت را با من قسمت می کنی

و از دگرگونی هایت متحیر می شوم که چقدر منظم صورت می گیرد

و از عشقی که در سینه دارم

و هنگامی که بزرگتر شوی از کنارم خواهی رفت

بی عدالتی ها و رنج ها را خواهی دید

اما هرگز فراموش نکن که همه جا حضور دارم

مانند سایه ای در کنارت

با عشقی که در سینه دارم

آه، نازنین من

تو چشمان مادرت را داری

و وقتی به خنده ات می نگرم

 لبخند مادرت را دارم

و تو متعلق به منی

همه ی زندگی منی

تو مال منی

تمام عشق منی

تو متعلق به منی

خونت از خون من است

 تو متعلق به منی

 

 ترانه ای است ترجمه شده از زبان انگلیسی مربوط به آموزش زبان یک موسسه.

جئو جبرا

 

GeoGebra  یکی از نرم افزارهای هندسه پویا محسوب می شود که مفاهیم هندسه، جبر و حساب را با هم تلفیق کرده است. این نرم افزار توسط مارکوس هوهن وارتر  در دانشگاه سالزبورگ اتریش و تیم همراه وی طراحی و به اجرا رسیده است. ترجمه فارسی محیط نرم افزار و راهنمای آن با حمایت، مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان انجام گرفته است.

چند سالی است که با این نرم افزار آشنا شده و تا امسال فقط برای رسم نمودارها در برگه امتحان از آن استفاده می کردم اما امسال متوجه شدم که نسخه جدید آن قابلیت متحرک سازی را دارد و به این طریق می توانیم با آن رسم نمودار های مختلف را نشان دهیم نصب آن ساده و کار با آن نیز بسیار ساده است چون شما فقط با نوشتن معادله نمودار در قسمت ورود و سپس زدن دکمه enter شاهد رسم آن نمودار خواهید بود. و در هر کجای صفحه یا روی هر شکلی که کلیک راست کنید منوی ویژگی های آن شکل باز می شودبرای دریافت نرم افزار و راهنمای کار با آن به سایت تبیان می توانید مراجعه کنید. . شکل زیر نمای اولیه این نرم افزار به زبان انگلیسی است که از طریق روش نشان داده شده در شکل می توانید آن را فارسی کنید.

 

 

 

این هم عکس یکی از کارهای متحرکی که ساخته ام تا دانش آموزم متوجه این نکته بشوند که با افزایش زاویه مقادیر نسبتهای مثلثاتی آن زاویه چه تغییری می کند .

روز بررسی اعتراض

 روز بررسی کردن اعتراض ها  روزی است که در آن مادر و پدرهایی را می بینید که بعضی از آنها را در طول سال هرگز ندیده ای و در این روز برای گرفتن نمره به مدرسه آمده اند. و شاهد صحنه های بس تاسف برانگیز و ناراحت کننده خواهید بود.

جمع ده عدد

۱+۲+۳+...+۱۰=۵۵

۱۱+۱۲+۱۳+...+۲۰=۱۵۵

۲۱+۲۲+۲۳+...+۳۰=۲۵۵

۳۱+۳۲+۳۳+...+۴۰=۳۵۵

.

.

.

۱۰۱+۱۰۲+۱۰۳+...+۱۱۰=۱۰۵۵

.

.

.

(+۱)+(+۲)+(+۳)+...+(+۱۰)=(۱۰)+۵۵

یا بهتر است بنویسیم.

()+(+۱)+(+۲)+...+(+۹)=(۱۰)+۴۵

حالا به جای این گل هر چیزی را می توان گذاشت.

شب آرزوها

سلام
امام محمدباقر (علیه السلام) فرمودند:

((اگر مومنی را دوست دارید او را از آمدن ماه رجب با خبر کنید.))

دیروز اولین روز ماه رجب بود و پنجشنبه شب اولین شب پنجشنبه ماه رجب که به آن شب آرزوها  می گویند.دعا می کنم که بزرگترین آرزویتان در آن شب کوچکترین چیزی باشد که خدا برای شما می خواهد.در آن شب صدای اجابت که به دلت رسید برای همه دعا کنید.

تفاوت رفتار

ساعت يك و نيم ظهر بود سوار اتوبوس مي خواستم بشوم كه ديدم راننده و كمك راننده و يك مسافر كه ظاهراً با آنها دوست بود در حال كشيدن سيگار هستند.چمدانم را تحويل دادم و سوار شدم آنها نيز سيگارشان كه تمام شد سوار شدند. نزديك هاي ساعت دو بود كه اتوبوس با نيم ساعت تاخير حركت كرد يك ساعت بعد از حركت مسافري به راننده گفت مي شود كولر را زيادتر كنيد تا خنك تر شود راننده با خنده گفت صبر كنيد خنك مي شود به طوري كه خيلي سردتان مي شود.اما جالب اين است وقتي تازه داشت هواي داخل خوب مي شد كولر را خاموش كرد. پس چندي در يك پمپ بنزين در ايذه نگه داشت تا بنزين بزند و گفت كه بيست دقيقه مي مانم اگر مي خواهد پايين بيايد. من كه از گرما داشت حالم بد مي شد پياده  شدم و آبي به صورتم زدم كه بوي بنزين مهلت بيشتر ماندن در آن فضا را نداد. بعد از مدتي اتوبوس حركت كرد و در جاي ديگر شهر نگه داشت بعد از مدتي راننده بالا آمد و به هر نفر يك سانديس و يك كيك كه معلوم بود از همان جا خريده بود داد. سپس كمك راننده در اتوبوس شروع به سيگار كشيدن كرد . بعد جايش را با راننده عوض كرد او نيز شروع به سيگار كشيدن كرد .من نيز با كمال ادب گفتم: آقاي راننده مي شود سيگار نكشيد. و او در جواب گفت مگر راننده مي تواند سيگار نكشد و دوستانشان نيز تأييد كردند سپس گفت دودش كه به آنجا نمي رسد(من رديف دوم نشسته بودم) ،اگر اذيت مي شويد برويد عقب تر بنشينيد. من نيز چون از طرز صحبت راننده ناراحت شدم ،ساكت شدم و ديگري چيزي نگفتم و راننده نيز پس از تمام شدن آن سيگار ديگر سيگار نكشيد. و هیچ جای دیگری نیز   برای استراحت نگه نداشت .در ضمن اتوبوس نيز از اين تك صندلي هاي جديد بود. داشتم به حرف راننده فكر مي كردم كه ياد راننده اي افتادم  كه خيلي سال پيش كه هنوز اين اتوبوس هاي كولر دار نبود با اتوبوس ايشان مسافرت كرديم اولاً اتوبوسي فوق العاده تميز داراي پردهايي به رنگ زرد روشن راننده اي شيك پوش با  پيراهن و شلوار لي  در ضمن قبل از حركت جلوي اتوبوس ايستاد و گفت هر كس مي خواهد سيگار بكشد هر جا نگه داشتم بيرون از اتوبوس سيگارش را بكشد و كسي حق ندارد داخل اتوبوس سيگار بكشد در غير اين صورت هر جاي جاده كه باشم اورا پياده مي كنم.  در آن زمان كه دراغلب اتوبوس ها شاگرد ها  با پارچ پلاستيكي كثيف به مردم آب مي دادند. شاگرد اين راننده در يك پارچ بلوري تميز به مردم آب مي داد. موسيقي هم كه گوش مي داد موسيقي سنتي بود. تفاوت رفتار  از کجا تا به کجاست .خداوند نگه دار چنين رانندگاني باشد .