مولای ما
مولای ما نمونه ی دیگر نداشت
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک بر نداشته است
دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برابر پیمبر نداشته است
سوگند می خوردم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است
طوری ز چارچوب، در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است!
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود،
یا جبرئیل واژه ی بهتر نداشته است
چون روز روشن است که در جهل گم شده است
هر کس که ختم نادعلی برنداشته است
این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست، برابر نداشته است!
کتاب: طوفان واژه ها
نویسنده: سید حمیدرضا برقعی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:44 توسط خانم هاشمی
|