پرداخت بهاي واقعي
مردي دوستانش را به خانه دعوت كرد ، و براي شام قطعه اي گوشت چرب و آبدار پخت .ناگهان ، پي برد كه نمك تمام شده است .
پسرش را صدا زد:((برو به ده و نمك بخر .اما به قيمت بخر : نه گران و نه ارزان تر.))
پسر تعجب كرد:(( پدر ، ميدانم كه نبايد گران تر بخرم .اما اگر توانستم ارزان تر بخرم، چرا صرفه جويي نكنيم؟))
-((اين كار در شهري بزرگ ،قابل قبول است . اما در جاي كوچكي مثل ده ما ،با اين كار همه ي ده از بين مي رود.))
مهمانان كه اين حرف را شنيدند ،پرسيدند كه چرا نبايد نمك را ارزان تر خريد ،مرد پاسخ داد: ((كسي كه نمك را زير قيمت مي فروشد ،حتما به شدت به پولش احتياج دارد. كسي كه از اين موقعيت سوء استفاده كند ،نشان مي دهد كه براي عرق جبين و سعي و تلاش او در توليد نمك احترامي قايل نيست.))
- ((اما اين مساله ي كوچك كه نمي تواند دهي را ويران كند.))
- ((در آغاز دنيا هم "ستم " كوچك بود . اما آمدن هر ستم از پس ستم ديگر ،به روندي فزاينده منجر شد . هميشه فكر مي كردند مهم نيست ،تا كار به جايي رسيد كه امروز رسيده.))
برگرفته از: كتاب قصه هايي براي پدران، فرزندان و نوه ها
نوشته: پائولو كوئليو

