مهربان بودی و بد با دل تو تا کردند

غنچهء ناز تو را با لگدی وا کردند

مردم شهر چقدر زود به فکر افتادند

در عزاخانهء تو غمکده بر پا کردند

عده ای در وسط کوچه تو را می کشتند

عده ای نیز همان بین تماشا کردند

بین یک کوچه باریک زمینت زده اند

بین این کوچه باریک که غوغا کردند...

... ناگهان معجر مشکی تو از سر افتاد

بچه ها معجر خونی تو پیدا کردند

گرگ ها وحشی و سگ های مدینه هارند

آنقدر پنچه زدند تا کمرت تا کردند

سند معتبری هست که تاریخ نوشت:

میخ را در وسط سینه تو جا کردند

کشته شد محسن و آنان که تماشا کردند

سند تیر به اصغر زدن امضا کردند

محمد مهدی نسترن

منبع :      http://ommolboka.blogfa.com

هر غنچه یاسی بکارم نذر زهراست    

زیباترین اشکی که دارم مال زهراست