وقتی ...
امروز روز سختی داشتم چون
- دانش آموزهای کلاس اولم امتحان داشتن .( به خاطر مهم بودن درسم در تعیین رشته شان )
- هوا گرم و همراه با شرجی زیاد بود.
- مراقب ها به موقع نیامدن
- سرایدار جدید مدرسه خواسته بوده قبل از شروع سال تحصیلی کولر ها را سرویس کند و چون هر روز دو کلاس برای امتحانات لازم بوده از تعطیلی دیروز استفاده کرده کولر باقی کلاس ها را باز کرده و سرویس کرده .در صورتی که ما به حداقل هفت کلاس احتیاج داشتیم.
- به علت هماهنگ بودن زمان متحانات شهریور هر دو تایم امتحان ریاضی داشتن.
-یکی از آن دو کلاس نیز کولرش درست کار نمی کرد.
- نبود مدیر به علت ...
فکر می کنید چه کردیم
تعدادی را در یکی از کلاس ها جا دادیم . و اتاق سمعی و بصری و اتاق استراحت دبیران را صندلی گذاشتیم و تعدادی را آنجا گذاشتیم . فقط اول های من جا نداشتند در همین گیر و دار مدیر دبیرستان نزدیک مان ( دبیرستان آ ... ) به دبیرستان ما آمد و راه نجاتی پیدا شد. با اجازه معاون و مدیر دبیرستان آ... بچه های کلاس اول را به دبیرستان آ... انتقال دادیم و در سالن آن دبیرستان که تازه کولرهایش روشن شده بود از آنها امتحان گرفتیم ( البته با نیم ساعت تاخیر) . بچه ها عرق ریختند و امتحان دادن آن هم چه امتحانی.در ضمن برای مراقبت این هفتاد نفر خودم و یک معلم دیگر بودیم .
از این همه مدیریت و هماهنگی پرسنل هنوز هم متعجب هستم.
باز هم خدا را شکر.