شبي گفتگوي دو بازيگر تلويزيون نظرم را جلب كرد رفتم تا ببينم چه برنامه اي است ديدم سريالي است كه از شبكه خوزستان پخش مي شود خوب نگاه كردم متوجه شدم تمامي صحبتهاي دونفر را جايي خوانده ام يكدفعه يادكتاب خاطرات احمد احمد افتادم كه يك هفته پيش آن را خوانده بودم اين كتاب درباره خاطرات يك معلم ورزش و مبارز سياسي در زمان رژيم پهلوي است . نكته جالب اين است كه تمام اين قسمت و قسمت آخر مربوط به اين دو بازيگر كه به نام فريد و فريدزاده بودندو پيوستن اين افراد به حزب مجاهدين خلق و تغيير ايدئولوژي اين حزب از اسلام به ماركسيست و خروج فريد ازاين حزب وباقي ماندن همسرش (فريد زاده)در اين حزب و جدايي  اين دو نفر و كشته شدن فريد زاده همه مانند مطالب كتاب بودبه غير از اسماي آنها كه در كتاب شاپور و شاپور زاده بود. آخر سريال((شب مي گذرد))  دنبال اين بودم كه آيا اسمي از اين كتاب ذكر شده است.كه چيزي مشاهده نكردم .(البته شايد بوده و من نديده ام)

 اين فيلم بهانه خوبي شد تا از اين مبارز سياسي كه بخاطر پايبندي به اسلام در طول مبارزاتش شكنجه هاي سخت ساواك را تحمل كرد و مطلع شدم هنوز زنده هستند،يادي كنم و قسمتي از كتاب را در زير بنويسم:

((آقاي احمد،اين مبارز خستگي ناپذير ،پس از گذر دالانهاي تنگ و تاريك و راههاي پر پيچ وخم و خطرناك ،سرانجام جسم شكسته ،نحيف و رنجور خود را به ساحل پيروزي رساند. گرچه بهاي بسيار سنگيني براي آن پرداخت ؛ولي با چشيدن قطره اي از شهد شيرين پيروزي ،تمام خستگي از تنش بيرون رفت. او با پيروزي انقلاب  از تب وتاب نيفتاد ودر مصدرهاي گوناگون منشاء خدمت شد. از جمله مسؤوليت دبير خانه كميته مركزي مستقر در شوراي اسلامي، مسؤوليت روابط عمومي زندان اوين و بعد به آموزش و پرورش بازگشت و به تربيت نيروهاي مؤمن و انقلابي پرداخت كه هر يك در جنگ و بعد از آن موجب بركاتي براي نظام جمهوري اسلامي شدند.

او پس از پيروزي انقلاب اسلامي به خاطر پايمردي و اعتقاد راسخش در راه حق و نهضت امام خميني ، همچنان مورد حقد و كينه منافقين بود. يكبار منزل مسكونيش مورد هجوم منافقين قرار گرفت و در آتش كينه و انتقام آنها سوخت.

وي ماههاي متمادي نيز به جبهه هاي دفاع مقدس شتافت. او پس از بازنشستگي به توصيه رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي كه به وي فرموده بود:(( احمد!وقت نشستن نيست.)) مجدد‍‍اً به صحنه بازگشت و در كنار دوست قديمي خود آقاي محمد مهر آيين در تربيت بدني بنياد جانبازان به خدمت اين شهيدان زنده همت گماشت.

در وصف تمام رنجها،محنتها،سختي ها،هجرها و مجاهدتهاي اين پير مبارز و جان بر كف ،تنها مي توان اين وعده الهي را بارها و بارها تكرار كرد:(( والذين جاهدوا فينا،لنهدينهم سبلنا.)). ))